کودکی با گربههای مربعشکل!
در این مقاله سعی میشود با مطالعه و تجزیه و تحلیل ادبیات خاص و مقالات انتقادی کارشناسان ادبی مانند آنانیچف، داتنووا و زوناریووا و نتایج تحقیقات انجام شدهی کتابخانهی دولتی کودکان روسیه با نام «کودکان و نشریات اوایل قرن بیستم» و مقالات تحلیلی چودینووا بر اساس جمع بندی میزگرد «مطبوعات کودکان: سیاست دولتی و واقعیات و چشماندازها»، مسائل مبرم ادبیات معاصر کودکان و نشریات و انتقادها و چشمانداز رشد و توسعهی ادبیات برای کودکان در روسیه بررسی شوند.
نگاهی انتقادی به ادبیات کودک در روسیهی امروز
ادبیات کودکان یکی از گونه های مهم در ادبیات است که نسبت به گونه های دیگر توجه چندانی از طرف جامعه شناسان ادبیات به آن نشده است. ادبیات کودکان از آنرو حائز اهمیت فراوان است که بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه، دوره کودکی را مرحله خطیری در زندگی ملت ها می دانند. زیرا کودکان برای پذیرش یا رد بسیاری از افکار، باورها و عادت ها استعداد بسیاری دارند. لذا، دوره کودکی پایه ای است که شخصیت جوامع بعدی در آن شکل می گیرد تا آنجا که برخی از متفکران گفته اند: «آنگونه که کودکان زیستند، سرنوشت جوامع بعدی نیز همان گونه خواهد بود». از همین جا اهمیت و ارزش دوره کودکی به مثابه اولین مرحله در ساختن جوامع بشری روشن می گردد.
در این موضوع که فرهنگ، تاریخ، ادبیات و زبان هر کشور، پایههای استوار شخصیت و هویت هر فرد از افراد جامعه هستند، کسی تردید ندارد. در فرهنگ ما بهجز تاریخنویسان، ادیبان، شعرا، دانشمندان و هنرمندان ایرانی، گاه افرادی خارج از مرز و بوم ایران، نقشی بسیار سازنده و مهم در آن برهه از تاریخ ما داشتهاند.
در قرآن کریم آمده است: در قیامت ترازوی اعمال برخی از مردم سبک، و ترازوی اعمال مردمی دیگر سنگین است.
چیستا یثربی در دو دهه اخیر، نامی آشنا در جشنواره های نمایشی است. نمایشنامه نویس پرکاری است. به سینما هم سری زده. یک فیلمنامه برای حاتمی کیا نوشته که خیلی ها معتقدند فیلمنامه خوبی است اما من بالشخصه جزو آنها نیستم! یثربی مترجم هم هست، هم شعر ترجمه کرده هم نثر. خیلی از علاقه مندان شعر با ترجمه هایی که از او خوانده اند شاعر شده اند در دهه های هفتاد و هشتاد؛ با این همه من هم به عنوان یک مخاطب خاص هم منتقد، با این ترجمه ها ارتباط چندانی برقرار نکرده ام [در همان دهه هفتاد هم نوشتم حالااگر کسی خواند یا نخواند مسئله ای دیگر است!] البته باید به این نکته هم اشاره کرد که ترجمه شعر اگر امری محال نباشد [چنان که بسیاری از مترجمان درجه یک کشور بر این عقیده اند] بسیار دشوار است و محتاج احاطه کامل مترجم بر معیارهای زیباشناختی کلام، هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد است.
عرصه رمان ایرانی در سال گذشته بدون هیچ اغراقی در تصرف نویسندگان جوان بوده است؛ نویسندگان جوانی که به دور از انتظار عمومی، چند سال را گاه برای نوشتن یک رمان نه چندان بلند صرف میکنند و در نهایت به خلق داستانی میرسند که در نگاه نخست بهشدت وامدار محیط و آنچیزی است که این نویسندگان جوان از جامعه امروز ایرانی در درون خود ثبت و ضبط کردهاند؛ آراز بارسقیان و رمان «یکشنبه» نمونه خوبی از این دست نویسندگان جوان است که حس و بازتاب درونی ذهن خود از مواجهه با جهان پیرامونی خود را به زبانی داستانی بیان می کنند.