نوشته شده توسط تارا مقصودنیا
مقدمه
برای
میلیونها انسان فقیر در کشورهای درحال توسعه، مناطق شهری محیط مناسبی
برای ترقی وضع زندگی آنها بوده است و همچنین در شهرها برای افراد کارهای
بهتر و درنتیجه درآمدهای بهتری بوده است. وجود چنین موفقیتهایی در شهرهای
بزرگ از یک طرف و امکانات محدود و وضع زندگی دشوار در روستاها باعث شده ا
ست که همیشه جریان مهاجرت از شهرهای کوچکتر و روستاها به طرف شهرهای بزرگ
وجود داشته باشد. این روند به خصوص در سه دهه اخیر افزایش یافته. یکی از
اولین معضلاتی که برای این طبقه بوجود میآید تهیه مسکن مناسب است و به
دلیل سطح درآمد پایین و نداشتن تخصص و کار چارهای جز آلونکنشینی ندارند.
این سکونتگاهها به دلیل بیتوجهی دولتها با وضع حادتری مواجه میشوند.
تعریف آلونک:
بنابراین آلونک عبارت است از منطقهای مسکونی که در آن هیچ ادعای مالکیت
رسمی نسبت به زمین وجود ندارد. در نتیجه از لحاظ زیرساختها و خدمات
معمولا کفایت نمیکند. در تعریف اینگونه سکونتگاهها ۳ ویژگی وجود دارد
که عبارتند از ویژگیهای کالبدی، اجتماعی و قانونی.
الف) ویژگیهای کالبدی:
آلونکها و جمعیت “غیرقانونی” آنها از خدمات شهری و زیرساختهایی زیرسطح
استاندارد برخوردار هستند. این سرویس هم خدمات شهری و شبکههای ارتباطی
هستند و هم خدمات اجتماعی مانند لولهکشی آب و گاز و برق و خدمات بهداشتی
و شبکه راه و فاضلاب.
ب) ویژگیهای اجتماعی:
ساکنان آلونکها عموما جزء جمعیت کمدرآمد هستند که درآمد آنها یا به صورت
دستمزدهای روزانه است و یا درآمدهای حاصل از کارهای غیررسمی و پارهوقت در
قسمت تجاری. آلونکنشینها عموما از مهاجرین شهری یا روستایی هستند که در
این مکان اقامت دارند. البته ممکن است این آلونکنشینها مهاجرین دو و یا
چند نسل پیش باشند که هنوز در آلونکهای خود ساکن ماندهاند.
ج) ویژگیهای قانونی: ویژگی
اصلی که این نوع سکونتگاهها را تعریف میکند فقدان مالکیت زمینی است که
در آن ساکن هستند که این اراضی یا متعلق به دولت است و یا جزء اموال عمومی
هستند و یا اینکه زمینهایی نامطلوب برای مسکنسازی میباشند مثل اراضی که
حریم خطوط راهآهن و بزرگراهها وجود دارد و اراضی نرم و باتلاقی.
زاغهها
و مناطق آلونکنشین در شهرهای آسیایی مانند بنگلور و بانکوک وجود دارد که
در اینگونه سکونتگاهها مالک زمین، زمین خود را در قبال مبلغی ناچیز و
فرمالیته برای اجاره دراختیار یک یا چند خانواده قرار میدهد به انضمام یک
قرارداد غیررسمی.
در
تبیین کیفیت و وسعت زاغهها و آلونکها فاکتورهایی وجود دارد که میتوانند
برای سکونتگاهها عواملی درونی یا عواملی از خارج باشند:
|
فاکتورهای خارجی |
فاکتورهای داخلی |
|
مالک زمین |
دین / قومیت |
|
امنیت مالک |
محل اشتغال |
|
سیاستهای شهری و منطقهای |
اصلیت |
|
طول دوره اقامت در شهر |
زبان |
|
|
طول دوره اقامت در آن سکونتگاه |
|
|
سرمایهگذاری و مسکنسازی |
|
|
فعالیت در ساخت و ساز |
|
|
وجه اجاره کنندگان |
باید گفته شود که اولین بار کلمه Squather یا آلونک در کنفرانس “زیستگاه” (Habitat Conference)
در سال ۱۹۷۶ در شهر ونکوور کانادا با نوشتههای آبرامس و جان ترنر مطرح
شد. چنین تعریفی از سکونتگاههای غیررسمی که به طور طبیعی شکل گرفتهاند
باعث تغییر موضع دولتها از دشمنی و مخالفت کامل به حس حمایت و کمک شد.
آبرامس (۱۹۶۴) روند غیرقانونی اشغال زمین را «تصرف» زمینهای مسکونی برای
پناه گرفتن افراد میداند که توسط هر دو عامل قانون نیرو و نیروی قانون
تعریف شده و جان ترنر با رویکردی مثبت نسبت به این سکونتگاهها، آنها را
راهحل مناسبی برای مشکل مسکن در مناطق شهری بسیاری از کشورهای درحال
توسعه میداند. پین (۱۹۷۷) به گونهای مشابه رشد آلونکها را مختص توسعه و
رشد شهری در شهرهای جهان سوم میداند و مسأله اجتنابناپذیری آن را مطرح
میکند.
زاغهها
و آلونکها هر دو در مورد شرایط سخت زندگی و فقدان امکانات و خدمات
بهداشتی و اجتماعی در زیرساختهای شهری مشترک هستند و در اصل تفاوت آنها
در مسأله مالکیت زمین است. از دیدگاههای مختلف مثبت و منفی؛ نامها و
تعاریف گوناگونی برای آلونکها درنظر گرفته شده است:
۱- سکونتگاههای غیررسمی
۲- سکونتگاههای طبقه کم درآمد
۳- سکونتگاههای موقت
۴- سکونت گاههای organic
5- سکونتگاههای بدون مجوز
۶- سکونتگاههای بی برنامه
۷- شهر آلونکها
دولتها
مواضع متفاوتی نسبت به آلونکها دارند ولی در این که این سکونتگاهها نقش
مثبتی برای اسکان میلیونها خانواده فقیر و کمدرآمد بازی میکند شکی
نیست. تنها مشکلی که در اینجا مطرح است مساله مالکیت زمین و وضع بد
زیرساختها و خدمات شهری ناکارآمد است که در بسیاری از مواقع بیپاسخ
مانده است ولی دولتهایی که در این راستا موفق بودهاند با دو رویکرد به
این پرسش پاسخ دادهاند.
