تیون آپز – وبلاگ برتر

برگزیدگان جشنواره فیلمنامه اصلاح الگوی مصرف

برگزیدگان جشنواره فیلمنامه اصلاح الگوی مصرف

خبرگزاری فارس: برگزیدگان اولین جشنواره فیلمنامه و فیلم کوتاه اصلاح الگوی مصرف معرفی شدند.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، در مراسم اختتامیه اولین جشنواره فیلمنامه و فیلم کوتاه اصلاح الگوی مصرف،‌ فیلمنامه‌های «شب شیرین» (افشین امیاری)، «مصرف به سبک ایرانی» (مریم باقری)،‌ «گاو شیرده» (رستم نظری)، «منفی در منفی،‌ مثبت» (احمد بهجتی)،‌ «ماهی در آب می‌درخشد» (مصطفی یوسفی) و «نان خشک» (جواد رضایی‌منفرد) به عنوان برگزیده معرفی شدند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خاطرات من از اصلانی… و این که «آتش سبز» را دوست دارم

    خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم

    سینمای ما – من امیر قادری را چندان نمی‌شناسم. نخستین بار او را همراه دوست منتقدم، محسن آزرم در کافی شاپ نشر چشمه که خدابیامرز شد، دیدم و بعد از آن هم چند بار همدیگر را در جاهای مختلف ملاقات کردیم. اما با نوشته‌هایش آشنا بوده و هستم و نثر روان، صمیمی و دلنشین‌اش را دوست دارم. با دیدگاه‌های سینمایی‌اش خیلی موافق نیستم و ستایش‌های اغراق‌آمیزش را از برخی فیلم‌سازان و فیلم‌هایشان دوست ندارم، اما از نوشته‌هایش می‌توانم بفهمم که عاشق سینماست و سینما را با تمام وجودش دوست دارد. به خصوص سینمای کلاسیک آمریکا و آثار درخشان و فراموش نشدنی آن.

    سال گذشته که در جشنواره فجر بودم، بعد از دیدن فیلم آتش سبز محمدرضا اصلانی، مطلبی در‌باره‌اش نوشتم که در روزنامه اعتماد همان وقت و رادیو زمانه منتشر شد.

    همان زمان امیر قادری هم مطلبی به کنایه در‌باره این فیلم و اصلانی نوشت با حرف‌هایی طعنه‌آمیز در‌باره نوشته من. از آن‌جا که جدال قلمی با دوستان منتقد را دوست ندارم و همیشه سعی‌ام بر این بوده که وارد این بازی‌ها نشوم، اما امروز با خواندن نوشته قادری با عنوان «‌چرا درک هنر عامه پسند اتفاقاً کار مشکل‌تری است‌» در روزنامه اعتماد، در پاسخ به حرف‌های محمدرضا اصلانی، تصمیم گرفتم این یادداشت را بنویسم.

    محمدرضا اصلانی را سال‌هاست از نزدیک می‌شناسم. دو سال در مقطع فوق لیسانس دانشکده سینما و تئاتر، دانشجوی او بودم و از کلاس های اوبهره زیادی بردم. اصلانی به ما تحلیل فیلم درس می‌داد‌، با رویکردی ویژه و منحصر به فرد به زیبایی‌شناسی سینما که آمیزه‌ای از عرفان شرقی و فلسفه مدرن غرب بود.

    همان موقع یادم هست که برخی از هم‌کلاسی‌هایم که اکنون تعدادی از آن‌ها جزو منتقدان مطرح سینمایی و یا استاد سینما در دانشکده‌های سینمایی هستند‌، با دیدگاه‌های او مشکل داشتند و همیشه بحث‌های تندی بین آن‌ها و اصلانی در کلاس درمی‌گرفت که غالباً بی‌نتیجه بود.

    اصلانی مدافع سرسخت و متعصب سینمای هنری و اندیشمندانه اروپایی بود و سینمای آمریکا را به خاطر سطحی بودن رد می‌کرد. برای اصلانی تفاوتی بین هیچکاک، فورد، هاوکز و سیلوستر استالونه وجود نداشت و او همه را با یک چوب می‌راند.

    من از نگاه اسنوب و نخبه‌گرای اصلانی به سینما خوشم می‌آمد و رویکرد انتقادی و رادیکال او به سینمای ایران و به‌طور کلی سینمای سطحی‌گرا و عامه‌پسند را می‌پسندیدم، اما از طرفی نمی‌توانستم قبول کنم که سینمای فورد، هیچکاک، هاوکز، هوستون و آلدریچ بی‌معنی و یا بی‌ارزش است.

    برای من آنتونیونی، گدار، پازولینی، برسون و درایر به همان اندازه جذاب بودند که بیلی وایلدر، دلمر دیوز، پیتر باگدانوویچ، آرتور پن و فرد زینه‌من. من از دیدن «کلمانتین عزیزم» جان فورد یا «خواب بزرگ» هوارد هاوکز یا «روانی» هیچکاک یا «سانست بلوار» وایلدر به همان اندازه لذت می‌بردم (و می‌برم) که از دیدن «از نفس افتاده» گدار، «دنباله‌رو» برتولوچی، «مصائب ژاندارک» درایر، «موشت» برسون، «انجیل به روایت متی» پازولینی، «نور زمستانی» برگمن و «شب» آنتونیونی.

    این نکته جوهر اصلی نوشته امروز امیر قادری نیز هست. او به درستی سینمای هیچکاک، فورد، و یا هاوکز را سینمایی عامه‌پسند می‌خواند که درعین حال دارای کیفیتی هنرمندانه و متفکرانه است.

    اما اشتباه بزرگ قادری این است که سینما را به صورت یک‌پارچه می‌بیند و نمی‌خواهد بین سینمای هنری و عامه‌پسند فرق بگذارد. او تنها به نفس لذت توجه می‌کند، آن هم لذتی که عوام از سینما می‌برند.

    او لذت‌جویی روشنفکرانه از سینما را نفی می‌کند، در حالی که بین نوع لذتی که عامه تماشاگر از سینمای مثلاً هیجکاک می‌برد با لذت نظریه‌پرداری مثل استیون شارف که به تحلیل زیبایی‌شناختی آثار هیجکاک می‌پردازد‌، تفاوت بسیاری وجود دارد.

    قادری مرزبندی سینمای عامه‌پسند و سینمای هنری و اندیشمندانه را قبول ندارد، در حالی که این مرزبندی چه بخواهیم و چه نخواهیم، وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. مطالعات سینمایی امروز جهان این مرزبندی را پذیرفته و سینمای هنری را از سینمای عامه‌پسند تفکیک می‌کند.

    این نوع نگرش قادری به سینما باعث شده که او نتواند ارزش و اهمیت سینمای اصلانی و جایگاه منحصر به فرد او را در سینمای ایران دریابد. قادری به جای تحلیل فیلم آتش سبز، با طعنه و تمسخر با این اثر زیبای هنری که علی‌رغم پاره‌ای ایرادهای فنی و روایتی، به اعتقاد من از زیباترین فیلم‌هایی است که در سال‌های اخیر در سینمای ایران تولید شده، برخورد کرده و ارزش‌های زیبایی شناختی آن را نادیده گرفته است.

    برخورد قادری با فیلمی مثل آتش سبز، مرا به یاد برخوردهای منتقدان سینمای ایران در دهه چهل با اثر بدیع ابراهیم گلستان یعنی خشت و آینه می‌اندازد.

    در آن هنگام نیز منتقدان خوش فکری چون پرویز دوایی و شمیم بهار به دلیل عدم درک ارزش های زیبایی شناختی خشت و آینه و کیفیت روشنفکرانه و غیر‌عامه‌پسند آن، آن را نفی کرده و اثری غیر‌ایرانی که قادر به ارتباط با عامه ایرانی نیست، به حساب آوردند. غافل از آن‌که خشت و آینه علی‌رغم اکران محدود آن، توانست تاثیر خود را بر سینمای هنری و روشنفکرانه ایران بگذارد.‌ فیلمی که تازه دارد اهمیت آن کشف می‌شود.
    به اعتقاد من قادری با این نگاه، دقیقاً دارد تجربه همان منتقدان دهه چهل (که شیفتگی و ارادت خاصی هم به آن‌ها نشان می‌دهد) ‌را تکرار می‌کند.

    قادری به عنوان یک منتقد حق دارد از اثری خوشش بیاید یا آن را رد کند و از این بابت هیچ کس نمی‌تواند او را سرزنش کند. اصلانی هم در واکنش خشم‌آلود به نقد منفی و ویران‌کننده قادری، نمی‌بایست او را متهم به زدو بند می‌کرد. این نوع نقد و این نوع دیالوگ بین یک منتقد و یک سینماگر، نه تنها راه گشا نیست، بلکه راه را بر هرگونه تحولی در سینمای ایران می‌بندد.

    منبع خبر : رادیو زمانه
    سه شنبه,۱۷ دی ۱۳۸۷ – ۱۸:۲۱:۱۰

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تاریخچه جشنواره کن بروایت تصویر

    جشنواره، که از سال ۱۹۴۶در شهر کن فرانسه برگزار می‌شود، هر ساله شماری از چهره‌های سرشناس دنیای سینما و مد شرکت می‌کنند.

    ۱۹۷۲: آلفرد هیچکاک، کارگردان پرآوازه‌ی انگلیسی در ساحل کن

    ۲۰۰۵: کاترین دنوو، هنرپیشه‌ی نامدار فرانسوی از جلوی ژیل جاکوب، مدیر جشنواره کن می‌گذرد.

    "نخل طلایی" سال ۲۰۰۴. نخل طلایی مهم‌ترین جایزه‌ی جشواره‌ی بین‌المللی کن است. عباس کیارستمی تنها فیلم‌ساز ایرانی است که در سال ۱۹۹۷، برای فیلم "طعم گیلاس"، موفق به دریافت این جایزه‌ی پرارزش شد.

    ۲۰۰۲: هنرپیشه‌های آمریکایی (از چپ) شرن استون، روزانا و پاتریشیا آرکت در ۵۵مین جشنواره‌ی کن

    ژیل جاکوب، رئیس جشنواره‌ی کن در کنار ورونیک کایلا، یکی از همکارانش

    ۱۹۵۶: "بریژیت باردو" در مقابل دوربین عکاسان

    ۱۹۹۸: ژرارد دپاردیو (سمت راست) و کریستیان کلاویر در حال بوسیدن مانکن معروف لتیشیا کاستا

    ۲۰۰۱: نمای هتل ریتس کارلتون، یکی از اقامتگاه‌های میهمانان جشنواره‌ی کن با پوسترهای این جشنواره تزیین شده است.

    ۱۹۵۵: هنرپیشه‌ی معروف آمریکایی ارنست بورگنین در کنار پوستر جشنواره‌ی کن

    "قصر جشنواره" در کن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • درباره تازه‌ترین جیمز باند

    سینمای ما – «تسکین ناچیز» (Quantum of Solace) به کارگردانی مارک فارستر، بیست و دومین قسمت از مجموعه فیلم‌های مامور ۰۰۷ است. فیلم که ادامه مستقیم جیمز باند قبلی محسوب می‌شود، دومین فیلمی است که دنیل کریگ، پس از کازینو رویال در نقش جیمز باندِ آن بازی کرده است. بازیگری که از تئاتر‌های انگلستان به سینما آمد و تا پیش از «کازینو رویال» تنها چند فیلم هنری (مانند «الیزابت»، «سیلویا»، «مونیخ» و «جاده دوزخ» ) را در کارنامه خود داشت. مایکل ویلسون تهیه‌کننده فیلم طرح این فیلم را در زمان فیلمبرداری کازینو رویال نوشت و پس از آن فیلمنامه جیمز باند تازه به قلم چند نویسنده از جمله پل هگیس (کارگردان «تصادف» ) نوشته شد. عنوان فیلم از یکی از داستان‌های کوتاه یان فلمینگ (خالق شخصیت جیمز باند) به نام «فقط برای چشم‌های تو» ( «فقط برای آنکه تو ببینی» ) در سال ۱۹۶۰ انتخاب شده است؛ اگرچه فیلم ارتباط مستقیمی با آن داستان ندارد. فیلمبرداری در پاناما، شیلی، ایتالیا و استرالیا به انجام رسیده و اکران فیلم از تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ در انگلستان آغاز شده است و کماکان ادامه دارد. به‌نظر می‌رسد مارک فارستر کارگردان جوان آمریکایی (بادبادک باز) سعی کرده فیلم مدرنی بسازد که در عین‌حال موتیف‌های کلاسیک این ژانر را نیز در خود داشته باشد. در فیلم اشارات و ارجاعات زیادی به فیلم‌های قبلی مجموعه جیمز باند دیده می‌شود و در عین حال تغییراتی در شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای قهرمان و ضدقهرمان فیلم‌های این‌گونه داده شده است. مهمترین تغییر را می‌توانیم در خود شخصیت جیمز باند ردیابی کنیم.
    برخلاف جیمز باندهای قبلی که معمولا انگیزه ماموریت‌هایشان از سوی مقام مافوق‌شان در آنها ایجاد می‌شد، دنیل کریگ این‌بار انگیزه‌ای شخصی هم برای انتقام‌جویی دارد. او سعی دارد انتقام مرگ معشوق‌اش وسپر لیند (اوا گرین) را که در قسمت قبل به قتل رسیده است بگیرد. این یکی از معدود مواردی است که تاکنون دیده‌ایم جیمز باند برای مرگ کسی غمگین شده باشد. اگرچه جیمز باند جدید مثل آب خوردن آدم می‌کشد و خشونت زیادی از خود نشان می‌دهد، اما آنچنان شکست‌ناپذیر و رویین‌تن هم به نظر نمی‌رسد. او از طرف مافوق خود تحت فشار است و در فیلم‌های اخیر این مامور ویژه دستور مافوقش را زیر پا می‌گذارد و حتی برای اولین‌بار می‌بینیم که در موقعیت‌هایی خودش را با دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و انگلیس در تضاد می‌بیند. کارگردان سعی کرده جنبه‌های انسانی و عاطفی و انگیزه‌های بشری شخصیت جیمز باند را پررنگ‌تر کند. خود مارک فارستر فیلم هم در مصاحبه‌های خود بر جنبه‌های انسانی و عاطفی شخصیت جیمز باند تاکید کرده. به عقیده فارستر، دنیل کریگ با خصوصیات فیزیکی‌اش، و با شیوه بازی‌اش، باند را از تک بعدی بودن درآورده و به او جنبه‌ای رئالیستی بخشیده است. جنایتکاران این فیلم نه تنها توانایی، مهارت و شجاعت لازم را در برابر جیمز باند ندارند، بلکه حتی قادر به ایجاد رعب و وحشت هم نیستند.
    آنها هر چقدر بیشتر سعی می‌کنند خبیث باشند، مضحک‌تر به نظر می‌رسند. جیمزباند به سادگی به آن‌ها نزدیک می‌شود، از اسرارشان سر درمی‌آورد و به راحتی حساب تک‌تک‌شان را کف دست‌شان می‌گذارد. متیو آمالریک، بازیگر نقش‌های روشنفکرانه سینمای فرانسه در نقش رئیس تبهکاران در این فیلم، بازرگان مکار و تبهکاری که می‌خواهد کنترل آب‌رسانی نه تنها کشور بولیوی، بلکه کل جهان را در اختیار داشته باشد و برای این منظور با ژنرال مخلوع بولیویایی معامله می‌کند، چندان باورپذیر نیست. او چهره‌ای کاریزماتیک دارد و فاقد خصوصیات شیطانی و تهدیدکننده است.
    حالا دیگر با دیدن دومین جیمز باند با نقش‌آفرینی دنیل کریگ می‌توان مقایسه‌ای میان او و دیگر بازیگران نقش جیمز باند صورت داد. برخلافشان کانری، راجر مور و پیرس برازنان، دنیل کریگ شخصیت شوخ و بذله‌گویی ندارد و بسیار تلخ و خشن و بیرحم و در عین حال افسرده به نظر می‌رسد. نویسندگان فیلمنامه «تسکین ناچیز» جنبه‌های روانشناسانه شخصیت‌های فیلم را مدنظر داشته‌‌اند و از این نظر فیلم جیمز باندی متفاوتی خلق کرده‌اند. جیمز باند در پایان زنده می‌ماند، اما این‌بار در ذهن تماشاگر بیشتر شبیه به یک قهرمان تراژیک است تا اسطوره‌ای شکست‌ناپذیر.
    جیمز باند مارک فارستر در جاهایی به مجموعه فیلم‌های «بورن» و شخصیت «جیسون بورن» پهلو می‌زند. حرکت‌های سریع دوربین و تدوین با ریتم تند تصاویر از نشانه‌های این شباهت‌ هستند. بعید نیست که فارستر تحت تاثیر موفقیت فیلم‌های بورن قرار گرفته باشد و خواسته باشد با جیمز باندش چیزی در همان ردیف ارائه کند. می‌شود فهمید که در بسیاری از صحنه‌های اکشن، تنها نشان دادن اکشن هیجان‌انگیز و تاثیرگذار مدنظر بوده و جنبه‌های زیبایی‌شناسی فیلم عمداً یا سهواً در حاشیه قرار گرفته است. فارستر هرجا که در داستان‌گویی کم آورده، صحنه‌های اکشن را بی‌مقدمه شروع کرده است. اینجاست که تماشاگر ممکن است فکر کند ساختن ادامه جیمز باند برای کارگردان جوانی چون فارستر سنگ بزرگی بوده است. زمان فیلم ۱۰۵ دقیقه است که در تاریخ مجموعه‌ جیمز باند کمترین زمان است.
    اینطور که معلوم می‌شود نظرات منتقدان درباره «تسکین ناچیز» ضد و نقیض است. ۶۵ درصد نقدهای سایت Rotten Tomatoes نقد مثبت بوده‌اند. در سایت متاکریتیک ۵۸ امتیاز از ۱۰۰ امتیاز براساس نقدهای نوشته شده به فیلم داده شده است. منتقدان به‌طور کلی «کازینو رویال» را بیشتر پسندیده‌اند اما جملگی نقش‌آفرینی دنیل کریگ را تحسین کرده‌اند. همچنین اکثر منتقدان بر این قول متفق بوده‌اند که فیلم به‌هرحال به عنوان ادامه‌ای در مجموعه جیمز باند لذتبخش و دیدنی است. صحنه‌های اکشن و ضرباهنگ فیلم تحسین منتقدان را برانگیخته، اما انتقادها جایی فزونی می‌گیرد که به لحن جدی و نیشدار فیلم پرداخته می‌شود. کیم نیومن از مجله امپایر معتقد است این فیلم نه عظیم‌تر از «کازینو رویال» است و نه بهتر از آن. او می‌گوید کازینو رویال حرکت هوشمندانه‌ای بود که در پایان این حس را به تماشاگر می‌داد که ماموریت باند تازه آغاز شده. روزنامه گاردین نیز نقد مثبتی بر فیلم منتشر کرده است. وجه مثبت نقد گاردین نیز بیشتر به اجرای دنیل کریگ برمی‌گردد. منتقد گاردین معتقد است دنیل کریگ فیلم را از آن خود کرده است. او درباره فیلم می‌نویسد:« جیمز باندی سقوط کرده، با اکشن زیاد، طنز و شوخ‌طبعی کم، اسیر زرق و برق لوکیشن‌ها و تولید کوتاه‌مدت.» گاردین اینطور نتیجه می‌گیرد: « تسکین ناچیز به خوبی کازینو رویال نیست: وقار هوشمندانه دنیل کریگ در اولین جیمزباندش، اینجا فدای اکشن سنتی شده است. اما این مرد خودش به فیلم قوت می‌دهد، او بار فیلم را بر دوش می‌کشد، این چیزی است که نمی‌شود درباره یک بازیگر توضیحش داد.
    دنیل کریگ خودش را بالا کشیده است.» راجر ایبرت منتقد شیکاگو سان تایمز که کاملاً از «کازینو رویال» خوشش آمده بود نیز «تسکین ناچیز» را دوست ندارد. به گمان او طرح فیلم متوسط است، شخصیت‌ها ضعیف هستند و این آقای باند تشخیص معمولش را ندارد. اگرچه ایبرت هم بازی دنیل کریگ را تحسین می‌کند. ایبرت در نقدش مرتب تکرار می‌کند که :«جیمز باند قهرمانی اکشن نیست». او همچنین از کمبود ضد قهرمان‌های شرور و خارق‌العاده در فیلم انتقاد می‌کند. نکته دیگر اینکه در فیلم‌های جیمز باند معمولاً ابزار و وسایل تکنولوژیک پیشرفته‌ای وجود داشت که چشم بیننده را خیره می‌کرد. در فیلم تازه جیمز باند از ابزارهای جاسوسی و امنیتی عجیب و غریب جیمز باند، خبری نیست تنها یک موبایل نسبتا پیچیده چند منظوره وجود دارد که ممکن است در برخی مغازه‌های لندن یا نیویورک هم یافت شود و یک میز برنامه‌ریزی مایکروسافت بسیار جالب و خیره‌کننده که گویا شرکت مایکروسافت آن را ساخته ولی هنوز بیرون نداده و در واقع در این فیلم تبلیغ‌اش را کرده است.
    این فیلم که با بودجه ۲۲۵ میلیون دلار ساخته شده در اکران عمومی موفق بوده است. در انگلستان با ۸ میلیون دلار رکورد نمایش شب افتتاحیه را شکست و همین اتفاق در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز تکرار شد. در آمریکا نیز رکورد بیشترین فروش افتتاحیه در مجموعه فیلم‌های جیمز باند را به دست آورد و تا هفته گذشته که سومین هفته اکران آن در این قاره بود، از مرز ۱۴۰ میلیون دلار گذشت. فروش کل فیلم در سطح جهان تا این زمان بیشتر از ۴۵۴ میلیون دلار بوده است و اکرانش در سراسر جهان همچنان ادامه دارد.
    ● تسکین ناچیز Quantum of Solace
    کارگردان: مارک فارستر/ نویسندگان: پل هیگس، نیل پورویس، رابرت وید/ تهیه‌کننده: باربارا براکولی، مایکل جی.ویلسن / مدیر فیلمبرداری: روبرتو شیفر/ تدوین: مت چیس، ریچارد پیرسن/ موسیقی: دیوید آرنولد / طراح صحنه: دنیس گاسنر / طراح لباس:‌ لوییس فراگلی / محصول مشترک انگلستان و ایالات متحده ۲۰۰۸ / زمان نمایش:‌ ۱۰۶ دقیقه / بازیگران: دنیل کریگ، ماتیو آمالریک، اولگا کوریلنکوا، جما آترتون، جودی دنچ، جفری رایت، جانکارلو جانینی، آناتول توبمن/ خلاصه داستان: جیمز باند بعد از مرگ محبوبش «وسپرلیند» (در فیلم «کازینورویال») به دنبال قاتلان او می‌گردد و با گروهی به نام «کوآنتوم»، شرکتی با عنوان «سرزمین سبز» و عده‌ای از سیاستمداران آمریکای لاتین که نقشه‌های خطرناکی در سر دارند، درگیر می‌شود.

    منبع: روزنامه کارگزاران

           
           
    به روز شده در :
    سه‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷ – ۲۱:۳

    Itna

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عاطفه‌نوری: تا ۹ سالگی گل کوچیک بازی می‌‌کرد

    زمانی که «نرگس» از تلویزیون هر شب پخش می‌‌شد، دو نفر بیشترین سکانس‌ها را در زمان تصویربرداری داشتند. اولی حسن پورشیرازی (محمود شوکت) بود و دومی عاطفه نوری (نسرین)…

    بیننده‌های تلویزیونی پیش از این مجموعه، «عاطفه نوری» را در مجموعه «دوران سرکشی» در نقش یک نفر فراری دیده بودند، یک دختر سرکش که سعی می‌‌کند از واقعیت خود را فراری دهد، اما او در «نرگس» نقش دختری را ایفا کرد که با نوع عملکرد خودش خیلی را متحول کرد، با ندانم‌کاری‌های بچه‌گانه دو خانواده را متحول کرد، بهروز را آنگونه پیر کرد، شوکت را به خاک سیاه نشاند، احسان را روانه زندان کرد، مادرش را دق داد، او واقعا چه ‌گونه آدمی بود، عاطفه نوری در دنیای واقعی دختری مهربان است و به مانند اسمش انسانی با عاطفه است، گزیده‌ای از گفته‌های او را بخوانید:
    • در تیر ماه سال ۱۳۶۳ در محل تهرانپارس تهران به دنیا آمدم، هنوز هم به همراه خانواده‌ام در همان جا زندگی می کنم.
    • دیپلم تئاتر دارم، امسال در دو رشته قبول شدم، اما به احتمال فروان رشته سینما را در دانشگاه سوره انتخاب می‌‌کنم.
    • یکبار در رشته عکاسی هم قبول شدم، البته این را استاد آنجا به من گفت، به همین خاطر دفترچه کنکور نگرفتم، بعد از اعلام پذیرفته شدگان و مشخص شد قبول نشدم، یکسال از زندگی عقب افتادم، دعا کن این بار از مصاحبه در رشته سینما رد نشوم!
    • در تمام دوران تحصیل شاگرد اول بودم، فکر نمی‌‌کنم، نمره زیر ۱۸ آورده باشم، چنین چیزی در خانواده معنی ندارد، نه در دوران تحصیل من و نه در بین خواهر و برادرانم.
    • بیرون از مدرسه گل کوچیک بازی می‌‌کردم! کتاب‌هایی که پدرم برایم می‌‌خرید را می‌فروختم… اما از ۹ سالگی دیگر گل کوچیک بازی کردن را کنار گذاشتم.
    • یکبار پدر برایم یک تراش رومیزی خرید، من بردم مردسه و به همه نشان دادم، بچه‌ها صف کشیده بودند، تا من مدادهایشان را بتراشم، آن روز کلی پول به دست آورده بودم.

    • بازی‌های تیم ملی و جام ‌جهانی را می‌بینم، ایران و استرالیا را قشنگ یادم است، ۱۳ ساله بودم، کلی جایزه بردم، چون با پدر و مادرم سر صعود ایران شرط بسته بودم.
    • آن روز ۸ آذر ۷۶، رادیو برده بودم مدرسه و نصف بازی را با بچه‌ها گوش کردیم، باقی آن هم در راه خانه بودم و آخرش را هم از تلویزیون دیدم…
    • طرفدار ایتالیا، مدل بازی آن‌ها را دوست دارم، پاسکاری‌های خوب و برنامه‌ریزی شده‌ای دارند، الکی شوت نمی‌‌زنند، منسجم فوتبال بازی می‌‌کنند.
    • بازیکنان ما در خارج از ایران خوب بازی می‌‌کنند و افتخار آفرینی می‌‌کنند، اما تیم ملی نمی‌‌تواند در جهان افتخار آفرین شود تا ما آن پرچم سه رنگ قشنگ را بالاتر از همه تیم‌ها ببینم.
    • بازی استقلال و پرسپولیس، فقط یک بازی است، نه بیشتر!
    • قشنگترین حرفی که درباره بازی‌ام شنیدم در جشنواره سیما و پس از پخش دوران سرکش بود، یکی از داوران گفت: تو بازی شگفت‌انگیز را به تلویزیون برگرداندی و تمام داوران از بازی تو شگفت‌زده بودند، هر چند آن زمان من جایزه‌ای نگرفتم، اما همان یک جمله‌ای که شنیدم یعنی نتیجه دادن تلاشم، فکر کنم، همین یک جمله کافی است که بگویم من نقش‌های چند وجهی را دوست دارم.
    • بازیگری برای من فرصت تجربه لحظه‌ها و اتفاقاتی است که در زندگی روزمره پیش نمی‌‌آید و اگر پیش بیاید، باید برایش بهایی بپردازی فصل ازدواج کردن، مادر شدن، زندان رفتن و… یک موضوع در این قرن بیست و یکم جالب است.
    • ورود من بر عرصه بازیگری با یک اتفاق همراه شد، در هنرستان سوره، تئاتر می‌‌خواندم و فقط به نوشتن فکر می‌‌کردم، دستیارهای کمال تبریزی برای گرفتن تست به سوره آمدند، من و چند نفر از دوستانم فقط برای اینکه ببینم تست دادن چگونه است و چه طوری انجام می‌‌شود رفتیم جلو… این طوری شد که من قبول شدم و در دوران سرکشی بازی کردم.
    • درحال حاضر جدی‌ترین دغدغه من نوشتن و ساختن است، بازیگری برایم تجربه حساب می‌‌آید، دوست دارم جدی‌تر به نوشتن بیندیشم، مقاله، فیلم‌نامه و حتی شعر باید ببینم در کدام بهتر می‌‌توانم عمل کنم.
    • در کودکی همه شغل‌های دنیا را دوست داشتم، یک مدت معلم، پرستار، کالباس‌فروش و… اما آن شغلی که برایم جدی‌تر بود همین حرفه فیلم به حساب می‌‌آمد البته جادوی تصویر، نه صرفا بازیگری…
    • پول در نمی‌‌آورم، خدا بابام را نگه دارد، اما می‌‌توانم زبان درس بدهم وقتی ترجمه کنم این تنها هنر من است.
    • از هیچکس در زندگی متنفر نمی‌‌شوم، اما آدمی می‌‌تواند منفور باشد که دانسته و از روی آگاهی کامل مرتکب خطا شود. ما آدم‌ها با همه بزرگ شدنمان برای کائنات خیلی کوچکیم، هیچ گاه نمی‌‌شود دید مطلق و کاملی به اعمال انسان‌ها داشت، بیشتر کارهای بد به نظر من اشتباهات کوچک و بزرگ محسوب می‌‌شدند.

    • قبل‌ترها از مرگ می‌‌ترسیدم، اما یک بار رفتم و در یک قبر خالی خوابیدم تا ترسم زیاد شود. وسط‌‌های فیلم‌برداری نرگس در لوکیشن لویزان بودم، آن نزدیک‌ها یک قبرستان بود، یک قبر آماده خالی هم آنجا وجود داشت، من رفتم و داخل آن خوابیدم و منظره قشنگی بود…
    • عاشق این هستم که کار طنز را تجربه کنم، خیلی دوست دارم، این یک تجربه جدید برایم خواهد بود… و چیزی که مرا ناراحت می‌‌کند، طلب داشتن است، وقتی از تو وقت مصاحبه می‌‌گیرند، انگار طلب خود را گرفته‌اند، ببخشید خانم نوری چه وقتی طلب ما را می‌‌دهی؟!
    • به نظرت با چاپ عکس من در مطبوعات چه اتفاقی برایم می‌‌افتاد، اگر هدف دیده شدن باشد، آیا بیش از ۶۰ قسمت پخش از تلویزیون کافی نبوده است.
    • خیلی دوست دارم نقشی بازی کنم که از لحاظ فکری یا جسمی ناتوان و عقب‌افتاده است.
    • نسرین شخصیت منفی نبود، یک آدم واقعی بود، ما کمتر در عرصه سینما و تلویزیون آدم‌های واقعی می‌‌بینم، یکی از من پرسید دروغ می‌‌گویی گفتم آره؛ چرا بگویم نه؟ من هم آدمم، کسی دروغ نمی‌‌گوید؟ نسرین آدم بلند پروزای است که برای رسیدن به خواسته‌هایش تلاش می‌کند، از خودش مایه می‌‌گذارد و با آینده خودش بازی می‌‌کند، چرا باید بگویم شخصیت منفی، نه روناک دوران سرکشی و نه نسرین نرگس اصلا منفی نبودند، این‌ها واقعیات آدم‌هایی است که در جامعه‌ما وجود دارند.

    پوریا تابان

    خانواده سبز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • هالیوود با ساخت فیلمی درباره کارتل‌های مواد مخدر در مکزیک خطر می‌کند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • برپایی جشنواره آمریکایی با هدف تقویت نفوذ فرهنگی در ازبکستان

    برپایی جشنواره آمریکایی با هدف تقویت نفوذ فرهنگی در ازبکستان
    خبرگزاری فارس: سفارت آمریکا در ازبکستان با هدف توسعه نفوذ فرهنگی این کشور، دومین جشنواره آثار سینمایی آمریکا را در تاشکند برگزار می‌کند.

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند، این جشنواره ۶ تا ۸ نوامبر (۱۴ تا ۱۶ آبان) در ساختمان پانوراما، بزرگترین سالن نمایش فیلم ازبکستان برگزار خواهد شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • صندوق ذخیره سینما خالی نیست

    جام جم آنلاین: سینمای ایران ذخیره‌سازی خوبی را برای ماه‌های آینده انجام داده است؛ روزهایی که به تجربه ثابت شده است رکود، گریبان تولید سینمای ایران را خواهد گرفت. این رکود تا زمان انتخاب وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی‌و سپس انتخاب معاون سینمایی و مدیران کل این معاونت ادامه خواهد داشت اما سینمای ایران در ماه‌های گذشته فیلم‌هایی را تولید کرده است که می‌توانند در این مدت رکود، چرخ سینمای ایران را بچرخانند.
    به گزارش خبرنگار جام‌جم ، فیلم «محاکمه در خیابان» به کارگردانی مسعود کیمیایی آماده نمایش است. این فیلم که اواخر سال گذشته مقابل دوربین رفت؛ با طی مراحل فنی آماده نمایش شده است. در این فیلم نیکی کریمی، پولاد کیمیایی، محمدرضا فروتن، حامد بهداد و نگار فروزنده نقش‌های اصلی را بازی می‌کنند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • حضور کاپولا در بهترین دوره جشنواره بیروت

    حضور کاپولا در بهترین دوره جشنواره بیروت
    خبرگزاری فارس: فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان شهیر سینما با فیلمی اجتماعی در جشنواره فیلم بیروت شرکت می‌کند. این در حالی است که فیلم «نیلوفر» که به عنوان محصول مشترک ایران، لبنان و فرانسه شناخته شده، در این جشنواره در بخش فیلم‌های داستانی عربی نشان داده می‌شود.

    به گزارش مانیتورینگ فارس به نقل از شبکه الحره، کاپولا هفتاد ساله که با سه‌گانه پدرخوانده به شهرت جهانی رسید، امروز چهارشنبه همزمان با اکران فیلم «تترو» در جشنواره فیلم بیروت حضور خواهد یافت.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فروتن طبقه اول، جعفری طبقه دوم و نصیریان طبقه سوم…

    فروتن طبقه اول، جعفری طبقه دوم و نصیریان طبقه سوم...

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش